خلاصه کتاب “بهترین قصه گو برنده است” – قسمت اول

کتاب بهترین قصه گو برنده است

 

چگونه با قصه کسب و کارتان را رونق دهید

نویسنده:آنت سیمونز | ترجمه:زهرا باختری

حلاصه و گردآوری : امیر روشن روان

 

 

((بیشتر آدم ها می دانند قصه چیست تا لحظه ای که برای قصه نوشتن قلم دست بگیرند.))

  • قصه یکی از راه های ارتباط برقرار کردن است.

(ارتباط برقرار کردن هرگز یک هدف نهایی نیست)

ارتباط همیشه ابزاری است برای رسیدن به هدف که می توان آن را در یک جمله خلاصه کرد :

(برآوردن نیاز های انسانی یعنی نیاز های خودتان ، ما و آنها)

 

  • قصه ها همیشه اطلاعات خام را تفسیر می کنند تا اتفاقات را باور پذیر سازند. وقتی قصه را تغییر می دهی معنای اطلاعات را تغییر می دهیم

مثال : مرد چاقو را در بدن پسرش فرو می کند.

برداشت اول : می تواند به عنوان قتل تفسیر شود.

برداشت دوم : یا بریدن نای یک نفر برای نجات جانش

هر دو بستگی به قصه ای دارد که تعریف می شود .

 

  • قدرتی که قصه ها دارند باور نکردنی است، قصه ها به بهترین شکل ارتباط برقرار می کنند و واقعیت ذهنی می سازند که می تواند پیامد های فیزیکی را به همراه داشته باشند.

مثال : بساز و بفروشی که از نقاشی بچه ها برای ساخت یک شهربازی رویایی در نزدیک منطقه زندگیشان استفاده می کند، شانس بیشتری برای گرفتن مجوز دارد تا کسی که پاورپوینتی خشک و خالی راجع به توسعه اقتصادی آماده می کند.

انسان ها لزوما ویژگی فیزیکی قایق تفریحی ، ماشین شیک، دندان های سفید یا اندام باریک را نمی خواهند در واقع در واقع احساسات و هیجاناتی مرتبط با آنها است که باعث توجه دیگران می شود و احساس می کنند که آنها آدم های مهم، خواستنی، قدرتمند و سرزنده هستند. خدمات و کالا فقط در صورتی رضایت بخشند که ارتباط انسانی را فراهم کنند. قصه هایی که می گویید و قصه هایی که آدمها در باره ی ما می گویند باعث می شود توانایی ایجاد حس رضایت بیشتر یا کمتر شود.

 

 

  • وقتی با قصه گفتن احساسات افراد را بر می انگیزید ، احساساتشان را به مسیر خاصی هدایت می کنید.

هر موضوعی که توجه ما را جلب کند توجه جامعه را جلب می کند و بالعکس

مثال : ما آگاهانه تصمیم نمیگیریم که رسوایی جنسی یک سیاست مدار را فراموش کنیم بلکه مسئله فقط این است که موضوع جنگ توجه مان را به خود جلب می کند و ذهنمان از موضوع رسوایی منحرف می شود.

 

  • ما می توانیم در یک قصه یا مقاله اطلاعات ارائه شده را به سمت مثبت یا منفی هدایت کنیم، برای مثال می توانیم از سیاست مدار هایی نظیر نیکسون یا لینکلن طوری تعریف کنیم و یا قصه هایی در موردشان بگوییم که برداشت های مردم از آنها تفاوت معناداری با واقعیات شخصیتی و یا رفتاری آنها داشته باشد.

 

وقتی قصه ای می گوییم که جلب توجه می کند در دیگر جمع ها هم تعریف می شود، در واقع کنترل احساسات آتی درباره ی این موضوع را بدست می گیریم و تفسیر ها را هدایت می کنیم. برای این کار باید توجه آنها را با اطلاعات داخل چهارچوب ذهنی خودمان جلب کنیم.

 

خلاصه کتاب بهترین قصه گو برنده است

 

تفکر ذهنی با تفکر عینی منافاتی ندارد:

تفکر عینی : با توجه به آمار ارقام و هزینه فایده کردن بدست می آید.

تفکر ذهنی : چه تفسیری از چیزهای خوب یا بد، مهم یا غیرمهم، امن و خطرناک و چطور کسی را خودی و غیر خودی می نامند.

این برداشت های ذهنی از ارزش تفکر عینی کم نمی کند بلکه طوری آن را غنی می کند که افراد غیر منطقی تصمیمات منطقی ما را می پزیرند.

بطور کلی مغز ما به یکی از تفکرات عینی و یا ذهنی تمایل بیشتری دارد و برای اینکه افراد را از یک نوع تفکر به تفکر دیگری رساند کاری سخت را می طلبد.

 

بازسازی تجربه :

قصه تجربه ای است که در ذهن بازسازی می شود و به اندازه ای با احساسات و جزئیات روایت می شود که شنونده در تصورات خودش آن را به عنوان چیزی واقعی تجربه می کند.

تجربه ی مستقیم روشی به صرفه برای آموزش است. با کمک این روش می توانیم یک مدیر، همکار، مشتری و فرزند را به مکان و زمانی ببریم که تجربه ای ماندگار در عمیق ترین نقاط مغزش ثبت کنیم.

تجربه شخصی در مقایسه با علم و دانش درک عمیق تری دارند و حس واقعی ما را بر می انگیزند.

در تجربه شخصی سیاست های غلط که ظاهر خوبی دارند و یا آن موضوعی که محکم و تغییر ناپذیر به نظر می رسند به چالش کشیده می شود.

(بهترین کاری که می توان انجام داد تجربه را به صورت قصه در اختیار دیگران قرار دهیم بطوریکه انگار خودشان دارند آن واقعیت را تجربه می کنند.)

 

قصه هایی که هر روز می گوییم :  

 

شش نوع قصه داریم که بهتر و اثر گذار تر هستند:

  1. چه کسی هستم ؟
  2. چرا اینجا هستم ؟
  3. آموزشی
  4. بینشی ( چه دیدی دارید)
  5. ارزش زیسته (برای چه چیزی ارزش قائل اید)
  6. می دانم در سرت چه می گذرد.

 

قصه های چه کسی هستم :

  • از زمان و مکان یا موقعیت اجتماعی
  • از شخص خودتان بگویید ، بچه دارید؟ ویا بچگی ها چکار می کردید !
  • پدر و مادر چی به شما یاد داده اند؟
  • در اولین شغل چی یاد گرفتم؟
  • موضوعات شخصی را مطرح می کنیم

 

( مردم قبل از اینکه به شما اعتماد کنند باید بدانند که چه کسی هستید )

قصه ی چرا اینجا هستم :

اگر کسی فکر کند شما می خواهید چیزی را بفروشید و او برایش باید پول و زمان و دارایی بپردازد، حقایق شما به دلیل قصد و قرض داشتن فورا بی اعتبار می شود.

حتما به غیر از دلایل مالی علت دیگری هم برای انتخاب شغل داشته ایم. بجز پول چه چیز ارزشمند دیگری از این شغل عایدمان می شود و یا اگر صرفا پول اهمیت دارد به آن اعتراف کنیم.

 

داستانسرایی

 

قصه های آموزشی :

بعضی درس ها را با تجربه بهتر می شود یادگرفت. بعضی را باید چندین وچند بار تجربه کرد. (مثل صبر)

به یک نفر بگو صبور باش ولی کمک چندانی نمی کند.

بهتر است قصه ای مشابهی از تجربه ی صبوری و پاداش تعریف کنیم (حتی اگر ساختگی باشد) خیلی بهتر از نصیحت کار خواهد کرد.

 

قصه های بینشی:

قصه ای ارزشمند و هیجان انگیز درباره ی آینده باعث می شود سختی های امروز شکل دیگری پیدا کند و بگوییم ارزشش را دارد.

(قصه های بینشی که وعده های خلاف واقع را می دهند بیشتر از اینکه مفید باشند، مضرند)

 

قصه های ارزش زیسته :

قصه ای را بیان می کنیم که در عمل نشان دهد معنای آن ارزش چیست و بدین ترتیب آن را به شکل تجربی نمایش می دهد.

 

قصه های می دانم در سرت چه می گذرد؟

مردم دوست دارند احساس امنیت کنند، خیلی وقت ها از قبل تصمیم شان را گرفته اند، تصمیمی که با ایده شما خیلی فرق دارد. آنها نمی گویند فلان چیز مزخرف است ولی پیش خودشان این طور فکر می کنند.

شما می توانید شک و تردید های مخفیانه آنها را در فالب یک قصه مطرح کنید به این صورت که در ابتدای قصه استدلالهای مخالف آنها را با ارزش اعتبار بدهیم و بعد بدون اینکه کسی را برنجانیم آنها را رد کنیم و در واقع به آنها کمک کنیم که ریسک انتخاب کالا و یا محصول شما را در ذهن آنها کاهش دهیم.

برای خواندن قسمت دوم این خلاصه اینجا را کلیک نمایید.

برای دریافت آخرین مقالات سایت در خبرنامه ما عضو شوید. برای عضویت سمت راست صفحه را تکمیل نمایید.

نظرتان را در مورد این مقاله برای ما بنویسید.

 

مقالات مرتبط:

خلاصه کتاب “بهترین قصه گو برنده است” – قسمت دوم
85آمار جالب اینفلوئنسر مارکتینگ
اگر در 15 ثانیه نتوانید ایده تان را توضیح دهید روی آن سرمایه گذاری نخواهد شد!